تبلیغات
Starlight - گتسبی بزرگ
جمعه 21 فروردین 1388

گتسبی بزرگ

   نوشته شده توسط: مهدی    

                                     گتسبی بزرگ

                                                  

امروز 10 آوریل سال روز انتشار رمان "گتسبی بزرگ" ( The Great Gatsby)  در سال 1925 نوشته اسکات فیتزجرالد است.کسانی که به مطالعه ادبیات جهان علاقه دارند ، بی شک با این شاهکار ادبی قرن بیستم آمریکا آشنا هستند.گتسبی بزرگ همواره مورد توجه علاقمندان رمان و منتقدین ادبی بوده است و سالها ست در کلاسهای دانشگاهی و دبیرستانی آمریکا و حتی جهان به عنوان نمونه ای درخشان از آثار ادبی آمریکا مورد نقد و بررسی قرار می گیرد.خط داستانی جذاب، شخصیت پردازی مناسب و تضاد و تقابل درونی و بیرونی شخصیتها خواننده را تا پایان داستان با خود همراه می کند.برخی خوانندگان عقیده دارند پس از صحنه تصادف در داستان ، نتوانسته اند کتاب را رها کنند و بدون وقفه تا آخر رمان را خوا نده اند.  گتسبی بزرگ به عنوان دومین رمان برتر قرن 20 توسط Modern Library  برگزیده شده است.

فیتزجرالد رمان گتسبی بزرگ را در دهه 1920 میلادی پس از جنگ جهانی اول نوشته است.در این سالها ، اقتصاد آمریکا رونق فراوانی گرفته بود و بازار سهام به سرعت رو به رشد بود.صحنه اجتماعی آمریکا نیز با تغییراتی همراه بود: زنان صاحب حق رای شده بودند، مصرف الکل غیر قانونی اعلام شده بود ، و موسیقی جاز همه گیر شده بود.فیتزجرالد این دوران را "عصر جاز " (Jazz Age ) نامید.رمان نویس مشهور ،ایلنا روزبنام زمانی گفته بود : "گتسبی بزرگ همه چیز بود. مردم ، موسیقی ، دهه 1920. این رمان همه آرزو های ما را در بر داشت. ".

داستان گتسبی بزرگ در سال 1922 در Long Island   نیویورک روی میدهد.راوی داستان ، نیک کاراوی ، مرد جوانی است که برای تجارت خانه ای را در این منطقه اجاره کرده است.در همسایگی او،خانه اشرافی تام و دیزی بوچانان واقع شده است.دیزی زن جوان و خوشگذرانی است که رابطه فامیلی دوری با نیک دارد و از زندگی مشترک خود با شوهرش ، تام، که مرد خودخواه و فرومایه ای است ،  رضایت چندانی ندارد.همسایه دیگر آنها مرد ثروتمندی به نام  جی گتسبی است .او میلیونر خود ساخته ای ست که هر هفته میهمانیهای مجللی ترتیب می دهد و همسایگان و دوستان خود را دعوت می کند.گتسبی در گذشته به دیزی علاقه مند بوده ولی در رسیدن به او ناکام مانده بود.یکی از شخصیتهای داستان در جایی می گوید که گتسبی به امیدن دیدن دوباره دیزی این همه مهمانی ترتیب می دهد.ادامه داستان ، به روابط و کنشهای عاطفی بین این چهار شخصیت اصلی و چند شخصیت فرعی دیگر می پردازد.

اولین طرح روی جلد کتاب گتسبی بزرگ در زمره معروفترین طراحی های جلد ادبیات آمریکاست.همان طور که در ابتدای این مطلب می بینید ، این طرح جلد شامل دو چشم یک زن است که از فراز یک شهر بازی به نقطه نامعلومی نگاه می کنند. صورت زن بینی ندارد ولی لبهای زیبایی دارد.از چشم راست او ، قطره اشک سبزی می چکد.در چشمان این زن ، تصویر دو زن برهنه ( به سختی )قابل تشخیص هستند.به احتمال زیاد ، این چشمان متعلق به دیزی هستند.

همانند بقیه آثار ادبی موفق جهان ، یک نسخه سینمایی هم از گتسبی بزرگ ساخته شده است که رابرت ردفورد نقش جی گتسبی  و میا فارو نقش دیزی را بازی میکنند.

اگر تا به حال این کتاب را نخوانده اید ، پیشنهاد می کنم هر چه زودتر بخوانید.اگر هم خوانده اید ، لطفا نظرتان را در مورد این کتاب برای من بگذارید.

برای دریافت متن کامل  انگلیسی رمان گتسبی بزرگ

اینجا را کلیک کنید.  


در دوردست‌ها
یکشنبه 30 فروردین 1388 03:33 ب.ظ

از کتاب‌هایی هست که یه دوست آمریکایی بهم توصیه کرده بود بخونم. یادمه که از نت هم گشتم و پیداش کردم. الان هم باید یه گوشه‌ی کامپیوترم سیو باشه، اما یادم نیست چه طور شده که بعد یک سال و خورده ای هنوز نخوندمش. یادآوریه خوبی بود.

اون قسمتی که یه کمی از داستان رو تعریف کرده بودید رو نخوندم. گفتم مزه ی خود داستان میره. بابت نسخه ی الکترونیک ش هم ممنون. برم ببینم اگه مالِ خودم رو پیدا نکردم بیام سراغِ این. ببینم، احیاناً کتابش که به زبانِ انگلیسی و با یه قیمتِ معقول توی ایران پیدا نمیشه؟ تو شهر کتاب من چیزی ندیدم! خونه‌ی ای-بوک چشم رو بدجور خسته میکنه
نازگل
سه شنبه 25 فروردین 1388 10:24 ب.ظ
سلام سلام
من آپم
خوشحال میشم بیای
فرشته(آخرین پرواز)
یکشنبه 23 فروردین 1388 02:29 ب.ظ
سلام.خوشحال شدم از دیدن وبلاگتون هر چند فرصت نیست همه رو بخونم ولی باز بر میگردم و می خونم.
ترنم
یکشنبه 23 فروردین 1388 09:36 ق.ظ
خیلی جالب بود و خوب توصیف کردید
مرسی به من سر زدید
raha
یکشنبه 23 فروردین 1388 06:12 ق.ظ
salam veblage jalebi darid darbareye barnamehaye televizoni ham az man ke sakene amrika hastam etelaat bishtari darid
امین
شنبه 22 فروردین 1388 03:17 ب.ظ
سلام داداشی عزیزم ممنون كه بهم سر زدی ........
وب خیلی قشنگی داری تبریك میگم.......
بازم ممنون اخه خیلی خوشحال شدم.
موفق باشی
قربونت
پاکنویسهای یک معلم
جمعه 21 فروردین 1388 11:47 ب.ظ
با سلام
مطلب جالبی بود
توضیحات شما واقعا برای خواندن این رمان مشتاقم کرد
سربلند باشید
تندر
جمعه 21 فروردین 1388 10:39 ب.ظ
میشه گفت سال 88 به خاطر آشنا شدن باوبلاگ تو ، بهار نیکویی داشته است. وبلاگی با ظاهر زیبا و فاخر ، با محتوایی غنی و خواندنی و وبلاگ نویسی پرکار وظاهرا" اندیشمند که از بچه بازی های مرسوم وبلاگ ها به دور است.این را به فال نیک می گیرم و رمانی را که معرفی کرده ای حتما" پیدا می کنم و می خوانم. به امید ارتباط بیشتر.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.